YOU ARE MY LOVE
اول به نام عشق ، دوم به یاد تو ، سوم به یاد مرگ . بر لوح شیشه ای قلبت بنویس : یا تو و عشق یا من و مرگ .

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
1390/06/11
تو حاضری بی آنکه غیبت کرده باشی

گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی

                                 از ما اگر پیشش شکایت کرده باشی

گاهی اگر در چاه ، مانند پدر ، آه

                              اندوه مادر را حکایت کرده باشی

گاهی اگر زیر درختان مدینه

                                    بعد از زیارت ، استراحت کرده باشی

گاهی اگر بعد از وضو مکثی کنی تا

                                 آیینه ای را غرق حیرت کرده باشی

در سالهای دوری و درد و صبوری

                                 چشم انتظاری را شفاعت کرده باشی

حتی اگر بی آنکه مشتاقان بدانند

                               گاهی نمازی را امامت کرده باشی

یا در لباس ناشناسی در شب قدر

                                   از خود حدیثی را روایت کرده باشی

یا در میان کوچه های سرد و تاریک

                                   نان و پنیر و عشق قسمت کرده باشی

پس بوده ای و هستی و می آیی از راه

                             تا حق دلها را رعایت کرده باشی

پس مردمکهای نگاه ما عقیم اند

          تو حاضری بی آنکه غیبت کرده باشی


1390/06/11
عشق پاک

پسربه دخترگفت:دوستم داری؟!اشک ازچشمای دخترجاری شد،می خواست بره که پسردستشوگرفت واشکاشوپاک کردوگفت:اگه دوستم نداری اشکال نداره مهم  اینه که من دوستت دارم وطاقت دیدن اشکاتوندارم...دخترسرشوپایین انداخت و  گفت :میدونی چیه؟من دوستت ندارم.من...من بدجوری عاشقت شدم.پسردستای دخترورها کردوباقیافه ای غمگین ازدخترجداشد.دخترفریادزد:مگه دوستم نداری؟؟!

چراداری میری؟پسرجواب داد:چون دوستت دارم می خوام تنهات بذارم.

دخترگفت:فکر کنم شنیده باشی که می گن عاشقی که تنهاباشه توی دنیانمی  مونه!!!توکه دوست نداری من بمیرم هان؟؟؟؟!پسرگفت:انقدردوستت دارم که  نمی خوام به خاطرمن مرتکب گناه بشی!چون میگن عشق یه جورگناهه!!!!!

دختر:اماعشقم پاکه!!پسرفریادزد: عشق پاک دیگه هیچ جای دنیاپیدانمیشه............ودختروبرای همیشه تنهاگذاشت...

عشق پاک دیگه حتی توقصه هام معنی نداره...


1390/06/09
بخواب

زن : من تاحالا به شریک زندگیم خیانت نکردم  

مرد : مگه من گفتم کردی؟ چند دقیقه بشتر طول نمیکشه ، خواهش می کنم همین یه بار 

زن : همسر خودت چی ؟ 

مرد: ولش کن اون مهم نیست تو برام از همه چی مهم تری 

زن : قول میدی دوستم داشته باشی؟ 

مرد : برات میمیرم تو فقط بخوا............. 

 

 

نظر یادتون نره در مورد این دیالوگ 


1390/06/09
نقاشی

 

مرا زشت یا زیبا بکش
فقط تو را به دین پدرانت قسم زیر عکسم
"ف اح ش ه"
ننویس


1390/06/09
سلام بر تو  عیشگ من

سلام بر تو  عیشگ من

میدونم که صدامو شناختی‌ پس خودمو معرفی‌ نمیکنم . شایدم نشناختی، منم گضنفر تو

آااه ‌ای عیشگ من، چند روزه که دلم برات جرفته و گلبم مثل یه ساعت دیواری هر دگیگه شصت لیتر آب رو تگسیم بر مجذور مربع می‌خونه، حالا بگو بگال محل ما چند سالشه؟  شوخی چردم

امروز یاد آن روزی افتادم که تو من را دیدی و یک دل‌ نه صد دل‌ من را عاشیگ خودت کردی. یادت می‌‌آد؟

ای بابا عجب گیجی هستی‌، یادت نمی‌آید؟

خیلی‌ خنجی، خودم میگم. اون روز که من زیر درخت جیلاس سر کوچه، لبو کوفت می‌کردم با بربری. ناگهان پدرت تو را با جفتک از خانه بیرون انداخت و من مثل اسب به تو خندیدم، خیلی‌ از دست من ناراحت شدی. ولی‌ با عیشگ و علاگه به طرف من آمدی. خیلی‌ محکم لگدی به شکم من زدی و رفتی‌. آن لگد را که زدی برگ از چشمانم پرید و حسابی‌ عاشیگت شدم.

از آن به بعد هر روز من زیر درخت جیلاس می‌‌ایستادم تا تورا ببینم، ولی‌ هیچ وخ ندیدم. اول فکر کردم که شاید خانه تان را عوض کردید ولی‌ بعدا فهمیدم درخت جیلاس را اشتباه آمده بودم.

  یک گاب عکس خالی‌ روی میزم گذاشتم و داخل آن نوشتم "عیشگم" هر وگت اون را میبینم به تو فکر می‌کنم و تصویر تو را به ذهن می‌‌آورم. اینم بگم که من بدجوری گیرتیم هااااااااا ! مثلا همین دیروز داداشم داشت به گاب نگاه میکرد، دو تا زدم تو سرش و بهش گفتم  مگه تو خودت ناموس نداری به دختر مردم نگاه میکنی‌؟

  راستی‌ این شماره‌ای که به من دادی خیلی‌ به دردم خورد. هر روز زنگ میزنم و یک ساعت باهات درد‌ دل‌ می‌کنم و تو هم هی‌ میجی‌ "مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمی‌باشد" . من که میدونم منظورت از این حرفا چیه!! منظورت اینه که تو هم به من عشگ میورزی، مجه نه!؟

  یه چیزی بهت میگم ولی‌ ناراحت نشی‌، قوساله! این چه وضع ابراز عیشگه؟

ناراحت شدی؟ خاچ بر سر بی جنبت!! آدم انگد بی جنبه؟

ولی‌ میدونم یکی‌ از این روزا سرتو میندازی پایین و عین بچهٔ آدم میای تو خونهٔ من، راستی‌ خواستی‌ بیای ده تا نون بربری هم سر راهت بجیر!

  یه روزی میام خواستقاریت، می‌خوام خیلی‌ گرم و صمیمی‌ باباتو ببوسم و چندتا شوخی‌ دستی‌ هم باهاش می‌کنم که حسابی‌ اول زندگی‌ باهم رفیگ بشیم، راستی‌ کلهٔ بابات مثل نور افچن میمونه. بعد عروسی‌ بهش بجو خیلی‌ طرف خونهٔ ما پیداش نشه. من آدم کچل میبینم مزاجم بهم میریزه!

  چند وگت پیش یه دسته گل برات از باغچه کندم که سر کوچتون دادمش به یه دختر دیگه، فچر بد نکن! دختره داشت نگاهم میچرد منم تو رودرواسی جیر کردم گل‌ رو دادم بهش، اونم لبخند ملیحی از ته روده اش به من زد. درسته دختره از تو خیلی‌ خوشجل تر بود ولی‌ چیکار کنم چه بیخ ریش خودمی.

  راستی‌ من عاشیگ گیرمه سبزی ام (البته بعد از تو) اگه برام خواستی‌ درست کنی‌ حواست باشه، بی‌ نمچ بشه، بسوزه ، بد طعم بشه همچی لگدی بهت میزنم چه نفهمی از من خوردی یا از خر!

  خلاصه اینگد بی‌ گراری نکن، یه خط شعر هم برات گفتم. خوشت اومد اومد، نیومد به درک!

بی‌ تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم           فکر نکن یاد تو بودم، داشتم اونجا ول می‌گشتم

گضنفر تو;


1390/06/09
زنی که برهنه در شهر چرخید!! +عکس

 

(Godiva) همسر دوک کاونتری انگلیس زنی خیلی محبوب و محترم بود. وقتی ظلم شوهر و مالیات سنگینی که باعث بدبختی مردم شده بود،را مشاهده کرد . اصرار زیادی کرد به شوهرش که مالیات رو کم کنه ولی شوهرش از این کار سرباز می زد. بالاخره شوهرش یه شرط گذاشت، گفت اگر برهنه دور تا دور شهر بگردی من مالیات رو کم می کنم . گودیوا قبول می کنه، خبرش در شهر می پیچد، گودیوا سوار یک اسب در حالی که همه ی پوشش بدنش موهای ریخته شده روی سینه اش بود در شهر چرخید، ولی مردم شهر به احترامش اون روز، هیچکدوم از خانه بیرون نیامدند و تمام درها و پنجره ها رو هم بستند.در تاریخ انگلیس و کاونتری بانو گودیوا به عنوان یک زن نجیب و شریف جایگاه بالایی داره و مجسمه اش در کاونتری ساخته شده است.... 

 


1390/06/06
دانلود کلیپ مرحوم روح الله داداشی

دانلود کلیپ مرحوم روح الله داداشی

فیلم مصاحبه در صندلی داغ  

دانلود  

 

حضور روح الله داداشی در برنامه کودک شبکه دو ساعاتی پیش از قتل 

دانلود 

فیلم مراسم تشییع پیکر روح الله داداشی  

دانلود 


1390/06/06
بیوگرافی زنده یاد روح الله داداشی + تصویری از کودکی آن مرحوم

 

 

بیوگرافی جهان پهلوان مرحوم روح الله داداشی

 تاریخ تولد: 1360

محل تولد: کرج

قد: 188 سانتی متر

وزن: 125 کیلوگرم

شغل: آزاد

نام مربی: علی داداشی (برادرش)

ورزش های اولیه: کشتی، پرورش اندام

  مرحوم پهلوان روح الله داداشی در دوران فعالیت ورزشی خود ۷ دوره قهرمانی کرج ، ۲ دوره قهرمانی تهران ، ۲ دوره قهرمان ایران  در رشته پرورش اندام و در قویترین مردان، یک دوره چهارم ایران ، ۲ دوره سوم ایران، یک دوره قهرمانی کشور ، ۲ دوره قویترین مردان آهنین،  یک دوره سوم جهان و یک دوره  اول جهان را در کارنامه داشت.
 یکی از آخرین جمله های روح الله همین چند هفته پیش از تلویزیون پخش شد و دل مردم را آتش زد، روح الله در پاسخ به این سوال مجری برنامه که 'در زندگی چه آرزویی داشتی که بهش نرسیدی' گفته بود:«بغض کرد. اشک ریخت و گفت... کاش مادرم رو می دیدم...»
 
روح این پهلوان مردمی شاد و یادش گرامی. 

1390/05/05
پـَـَـ نــه پـَـَــ (طنز)

به دوستم میگم دارم واسه چند روز میرم آبادان. میگه واسه کار داری میری؟

 یه دماسنج خریدم دارم میرم تو دمای بالای 50 درجه تستش کنم

رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟!!!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ سه راه آذری، دربست

نصفه شب یکی از بالا درمون پرید تو حیاط داداشم گفت علی دزده؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ "زوروِ " داره از دست گروهبان گارسیا در میره

پسره اومده خواستگاریم میگم من الان می خوام درس بخونم می گه یعنی چند سال دیگه می خوای ازدواج کنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ 10 دقیقه صبر کنی این صفحه رو بخونم درسم تموم میشه

یارو نشسته کنار خیابون نوک دماغش چسبیده به زمین. دوستم میگه : معتاده؟!

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخواد انعطاف بدنشو به رخ بکشه

کارتمو دادم به بلیط فروش مترو میگه شارژش کنم؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم از شارژ خورشیدی استفاده می کنم

بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال و اینا. مامان بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخایم همین جوری ولش کنیم اسمش بشه نیـــــو فولدر

دارم با تلفن حرف میزنم. زنم میگه دوستت بود؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ  سارکوزی بود در مورد مناقشات اخیر خاورمیانه نظرمو می خواست

تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم از شاگردت تایپ یاد بگیرم

با ماشین افتادیم ته دره یارو میگه زنگ بزنم آمبولانس بیاد؟

میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه مشکل درون خانوادست خودمون حلش می کنیم

صدای خروپفش کشتمون ! تکونش دادم از خواب پریده، میگه سر صدام اذیتت می‌کنه؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ جنس صداتو دوست دارم می‌خواستم بت بگم سعی‌ کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کنی‌!

تو تاکسی تنها نشستم میخوام کرایه حساب کنم طرف میگه 1 نفر؟!

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ 2 نفر حساب کن خورزوخان هم هست

حالا از تاکسی پیدا شدم به راننده نیگا میکنم، میگه باقی پولتو میخوای؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام یه دل سیر نیگات کنم که میری دلتنگت نشم!

داریم راه میریم با دوستام پام پیچ خورده، خوردم زمین میگه کمک می‌خوای؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم مقاومت می‌کنم

تو حیاط دانشگاه تو انگلیس دارم با دوستم فارسی حرف میزنم، یارو اومده میگه خانوم شما ایرانی هستین؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ انگلیسی هستیم فارسی یاد گرفتیم بتونیم صادقی گوش بدیم!

تو پارک رفتم دستشویی اومدم بیرون یکی جلومو گرفته! میگم پولیه؟

مبگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ من اینجا نشستم پشه ها نیان تو حین کار براتون مزاحمت ایجاد کنند

از خونه زنگ زدم فست فود غذا بیارن، طرف میگه بفرستم واستون؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ آپلود کن، لینکش رو بده، دانلود میکنم

میگن کریستف کلمب وقتی رسید به امریکا سرش رو از پنجره کشتی کرد بیرون از یه سرخ پوست پرسید داداش اینجا آمریکاست؟

سرخ پوسته گفت پـَـَـ نــه پـَـَــــ ژاپنه ما هم چون شلوار پامون نیست از خجالت قرمز شدیم

رفتم داروخونه، میگم باند دارین؟ میگه باند پانسمان؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ باند فرودگاه ! میخوام فرود بیام !

جلو توالت عمومی… آقاهه میگه ببخشید شما هم تو صف توالت وایسادین؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ما سوسکیم اومدیم عید دیدنی

تو رستوران پیشخدمتو صدا کردم. میگم آقا توی سوپ من مگس افتاده! میگه مرده؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ هنوز زندست، داره شنا میکنه، صدات کردم بیایی نجاتش بدی!

به دوستم میگم من عاشق این ماشین شاسی بلندام. میگه منظورت پرادو و رونیزو ایناست؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ منظورم کامیونو تراکتورو ایناست!

روی نیمکت توی پارک، روزنامه دستمه... اومده میگه... روزنامه میخونی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحه گذاشتم

دراز کشیده بودم لب استخر. دوستم میگه آفتاب می گیری؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خورشید مسابقه گذاشتیم، هر کی دیرتر بخنده برندس !

رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم. مربیه میگه بچه رو میبریدش؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ همینجا میخورمش

دارم کباب درست میکنم رو منقل و سیخای کبابو میگردونم. اومده خودشو لوس کرده با لحن بچه گونه میگه کباب درست میکنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم فوتبال دستی بازی میکنم

جلو عابر بانک تو صف وایسادم یارو می گه ببخشید شمام پول میخاین؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ خونه کامپیوتر نداریم میام اینجا فیس بوکم رو چک کنم

رفتم دفتر هواپیمایی میگم عجله دارم میشه پرواز امروز شیراز رو واسم چک کنید؟ میگه اگه جا داد بگیرم؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ نگیر بذار پر شه من فردام میام چک میکنم با هم بخندیم

سوار تاکسی شدم. یارو صدای ضبطشو تا ته زیاد کرده بود. میگم میشه صدای ضبطتونو کم کنید؟ میگه اذییتتون میکنه؟!

پـَـَـ نــه پـَـَــــ گفتم کم کنی این یه تیکشو من بخونم ببینی صدای کدوممون بهتره!

رفتم دستشویی عمومی در میزنم میگم یکم سریع تر. میگه شمام دستشویی داری؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم شما کم و کسری نداری ؟!

رفتم دنبال دوستم، زنگ خونه رو زدم میگم منتظرم، میگه بیام پایین؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بیا بالا پشت بوم، با هلیکوپتر اومدم

با دوستم رفته بودیم استخر غریق نجات اومده میگه میخوایین شنا کنین؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم تو آب حل بشیم به عنوان املاح معدنی مردم استفاده کنن

سوسکه را کشتم جنازشو ورداشتم ببرم بندازم بیرون. همسرم بین راه نگاه میکنه میگه کشتیش؟

میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو دستشویی خوابش برده بود دارم میبرمش تو رختخوابش بخو ابه

سر کلاس آیین نامه رانندگی پلیسه یه تابلو را از من پرسیده. میگم عبور دوچرخه ممنوع. میگه این دوچرخه است؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَـــ تانکه. میگه پـَـَـ نــه پـَـَـــ و مرض! هنوز فرق دوچرخه با موتورگازی را نمیدونی؟


1390/05/01
غصه عشق ابدی مریم و علی

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :

سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.

 دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.

یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….

پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…


1390/04/30
چگونه شاهرگ روح الله داداشی را زدند؟

در حالی که تاکنون دو روایت متناقض از قتل روح الله داداشی منتشر شده است، خبرنگار مهرشهر کرج اطلاعات متفاوتی از این جنایت را بدست آورده است.

به گزارش خبرنگار «مهرشهر»؛ در مطالبی که به عنوان اعتراف متهم به صورت غیر رسمی درج شده است، آمده که در پشت یک چراغ قرمز آینه خودروی پراید با آینه خودروی آزرای داداشی برخورد کرده سپس بین آنها درگیری لفظی پیش می آید و بعد از آن، پراید خودرو را تعقیب کرده ودر یک فرصت مناسب آن را متوقف کرده و چون از هیکل داداشی ترسیده بودند با چاقو وی را هدف قرار می دهند.

یک خبرنگار کرجی هم در اظهاراتی متناقض بیان می کند که این خودرو با توطئه قبلی از پشت برای خودروی دادشی بوق زده، سپس به وی فحش ناموسی می دهد و با وجود عدم پیگیری مرحوم دادشی وی را تعقیب و سپس متوقف کرده با چاقو مضروب می کند.

با این حال بنابر اطلاعات خبرنگار "آینده" داداشی که ساعت 23 و 30 دقیقه از جشنی در منزل خانم آجرلو، نماینده کرج که در آستانه انتخابات برگزار می شده باز می گشته است، یکی از خبرنگاران شرکت کننده در جشن را به همراه می برد، در طول مسیر بر اثر پیچیدن خودرو در یک خیابان سرنشینان یک پراید با اعتراض به داداشی اقدام به فحاشی ناموسی به یکی از اقوام وی که تازه درگذشته بود، می کنند که این فحاشی ناموسی موجب عصبانیت دادشی شده و به تعقیب آنها می پردازد و در نهایت پشت یک چراغ قرمز آنها را متوقف می کند.

با پیاده شدن داداشی، یکی از سرنشینان پراید که از جثه و قدرت وی ترسیده بود، اقدام به کشیدن چاقو می کند که براثر اصابت چاقو به گردن داداشی وی مجروح شده و خبرنگار نامبرده از صحنه فرار می کند و یکی از ساکنین محل به پلیس اطلاع می دهد.

مشخصات پراید که  متواری شده بود، از سوی ساکنین محل در اختیار پلیس قرار گرفته و راننده خودرو که فرزند مالک آن بوده دستگیر می شود و از طریق وی ضارب مرحوم داداشی شناسایی شده و با عملیات پلیس آگاهی، وی در زمان اقدام به فرار  از کرج دستگیر می شود.

گفته می شود وی در اعترافات جزئیات قتل را اعلام کرده و آنچه که به عنوان اعترافات وی توسط برخی رسانه ها منتشر شده است دچار تحریف گردیده است.


1390/04/27
جزئیات قتل روح الله داداشی

 

  

به گزارش ایسنا، ماموران کلانتری ۳۹ گلشهر در ساعت ۱۱:۴۵ شنبه شب از طریق تماس مردمی در جریان وقوع یک درگیری در تقاطع خیابان گلزار کرج قرار گرفتند.

 

خبر خوشحال کنند : پلیس قاتلان را دستگیر کرد

در انتهای ادامه مطلب خبر جدید اضافه شد

ماموران کلانتری پس از دریافت این خبر بلافاصله در محل حادثه حضور یافته و دریافتند سرنشینان دو دستگاه خودرو سواری با یکدیگر درگیر شده که یکی از آنها در این حادثه به علت ضربات وارده در ناحیه گردن و سینه مجروح و به بیمارستان شهید مدنی کرج منتقل شده است.

ماموران برای کسب اطلاعات بیشتر راهی بیمارستان شهید مدنی شده و درآنجا دریافتند که مضروب یکی از قوی‌ترین مردان ایران به نام «روح‌الله داداشی» بود که به علت شدت جراحات جان خود را از دست داده بود.

تحقیقات ماموران برای واکاوی زوایای پنهان این پرونده آغاز شد و آنان در اولین گام دریافتند که این حادثه در حالی رخ داد که ‘ روح الله داداشی’ قوی ترین مرد ایران شب گذشته ساعت ۱۱ و ۴۵ دقیقه در منطقه ۴۵ متری گلشهر کرج در حال عبور بود که خودروی پرایدی با سه سرنشین جلوی خودروی داداشی را که هنوز علت آن مشخص نیست گرفته و ابتدا درگیری لفظی پیدا می کنند که در این حادثه داداشی با ضربات سلاح سرد از پای در آمده و سرنشینان پراید مشکی نیز از محل حادثه متواری می‌شوند.

در حال حاضر جسد هم اکنون در پزشکی قانونی قرار دارد و پرونده جهت رسیدگی تخصصی به پلیس آگاهی استان‌های تهران و البرز ارجاع داده شده است.

 

پلیس قاتلان را دستگیر کرد

روح الله داداشی قهرمان دو دوره مسابقات قوی ترین مردان ایران که سابقه حضور در چندین دوره رقابتهای قویترین مردان جهان را نیز در کارنامه ورزشی خود داشت
جزییات حادثه:
یک منبع آگاه گفت ‘ روح الله داداشی ‘ قوی ترین مرد ایران و جهان در درگیری با سه جوان جان خود را از دست داده است.
این منبع آگاه که خواست نامش فاش نشود ، گفت داداشی شب گذشته به همراه یکی از دوستانش با خودروی شخصی اش از سمت شمال به جنوب در خیابان گلشهر کرج در حرکت بود که در ازدحام خودروها بین راننده یک دستگاه پراید و داداشی درگیری لفظی بوجود می آید.
وی بیان داشت : این درگیری لفظی بین روح الله داداشی و سه سرنشین خودرو پراید تا خیابان پونه کرج ادامه می یابد و در نهایت سرنشینان ، از دو خودرو پیاده شده و به درگیری فیزیکی می پردازند.
در این در گیری یکی از سرنشینان پراید چند ضربه چاقو به گردن و سینه روح الله داداشی وارد می کند و بلافاصله به همراه دو سرنشین دیگر پراید متواری می شوند.
شدت جراحات وارده به حدی بود که داداشی قبل از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست می دهد.
وی در رقابتهای قوی ترین مردان جهان که سال گذشته با شرکت ۱۲ تن از قوی ترین مردان جهان در جزیره قشم برگزار شد عنوان قهرمانی را کسب کرد.
وی پس از این مسابقات اعلام کرد که دیگر قصد ندارد در رقابتهای قوی ترین مردان ایران شرکت کند.
قاتلان روح الله داداشی همچنان متواری
ماموران کلانتری پس از دریافت این خبر بلافاصله در محل حادثه حضور یافته و دریافتند سرنشینان دو دستگاه خودرو سواری با یکدیگر درگیر شده که یکی از آنها در این حادثه به علت ضربات وارده در ناحیه گردن و سینه مجروح و به بیمارستان شهید مدنی کرج منتقل شده است.
تحقیقات ماموران برای واکاوی زوایای پنهان این پرونده آغاز شد و آنان در اولین گام دریافتند که این حادثه در حالی رخ داد که روح الله داداشی قوی ترین مرد ایران شب گذشته ساعت ۱۱ و ۴۵ دقیقه در منطقه ۴۵ متری گلشهر کرج در حال عبور بود که خودروی پرایدی با سه سرنشین جلوی خودروی داداشی را که هنوز علت آن مشخص نیست گرفته و ابتدا درگیری لفظی پیدا می کنند که در این حادثه داداشی با ضربات سلاح سرد از پای در آمده و سرنشینان پراید مشکی نیز از محل حادثه متواری می‌شوند.
در حال حاضر جسد هم اکنون در پزشکی قانونی قرار دارد و پرونده جهت رسیدگی تخصصی به پلیس آگاهی استان‌های تهران و البرز ارجاع داده شده است.
گفتنی ست داداشی قرار بود مهر ماه سال جاری در مسابقات قویترین مردان جهان در گرجستان شرکت کند…
ازدحام سنگین در مقابل منزل مرحوم داداشی
 بسیاری از هواداران قهرمان ایران و جهان که شب گذشته به قتل رسید هم اکنون در مقابل منزل مرحوم دادشی تجمع کرده و ترافیک سنگینی را در این منطقه ایجاد کرده‌اند.
به گزارش فارس از کرج در حال حاضر نیروی انتظامی در اطراف منزل قهرمان ایران و جهان روح‌الله داداشی حضور داشته و نظم مراسم را تامین می‌کند.
دقایقی پیش نیز هزاران نفر از مردم نقاط مختلف استان البرز در مسجد موسی‌بن جعفر واقع در خیابان مالک اشتر کرج تجمع کرده و یاد قهرمان جهان مرحوم روح‌الله داداشی را گرامی داشتند.
هم اکنون در سراسر شهرستان کرج زادگاه جهان پهلوان داداشی پوسترها و بنرهایی حاوی عکس‌های وی از سوی مردم نصب شده‌است.
یکی از بستگان مرحوم داداشی با مراجعه به خبرنگار فارس در کرج تاکید کرد که قتل وی یک سوءقصد و با برنامه‌ریزی قبلی بوده است.
وی با انتقاد از برخی رسانه‌ها که خبر قتل وی را درگیری خیابانی توصیف کردند، گفت: جهان پهلوان داداشی اهل درگیری و ضرب و شتم مردم نبود و دوستان و اقوام وی می‌دانند که او فردی آرام و متین بود.
لازم به توضیح است درگذشت مرحوم داداشی در چهلمین روز مرگ پدر وی اتفاق افتاد.

همچنین شهرداری کرج اعلام کرده صبح فردا ساعت ۹ صبح مراسم تشییع جنازه روح‌الله داداشی واقع در منطقه حصارک خیابان مالک اشتر به سمت امامزاده محمد برگزار خواهد شد.

اعتراف متهمان به قتل قویترین مرد ایران

رئیس پلیس کرج از شناسایی متهمان پرونده قتل مرحوم روح الله داداشی خبر داد.

سرهنگ ناصر اصلانی صبح روز دوشنبه در گفتگو با مهر از دستگیری دو نفر از متهمان قتل روح الله داداشی خبر داد.

وی افزود: دو نفر از متهمان شناسایی و به ارتکاب جرم خود این ورزشکار اعتراف کرده اند.

این مسئول همچنین از تحت تعقیب بودن نفر سوم این پرونده خبر داد که به زودی دستگیر شده و تحویل قانون می شود.

اصلانی همچنین از توقیف یک دستگاه خودروی حامل متهمان خبر داد.

سومین متهم پرونده قتل داداشی شناسایی شد

فرمانده انتظامی شهرستان کرج از شناسایی سومین متهم پرونده قتل مرحوم داداشی خبر داد.

سرهنگ ناصر اصلانی صبح  دوشنبه در تشریح جزئیات پرونده قتل مرحوم روح الله داداشی اظهار داشت: در پی تماس شهروندان با مرکز فوریتهای پلیسی مبنی بر وقوع یک فقره درگیری در ساعت ۱۲ شنبه شب مورخه ۲۵ تیر ماه سال جاری در خیابان ۴۵ متری گلشهر کرج بلافاصله ماموران به محل حادثه اعزام شدند .

وی افزود: با بررسی و تحقیقات انجام گرفته مشخص شد که سرنشینان یکدستگاه خودرو پراید که ۳ نفر بودند با یکی از قهرمانان نامی کشور به نام روح الله داداشی درگیر شده و با حمله به او و وارد کردن ضربات متعدد چاقو به گردن وی او را به شدت مجروح و متواری شده اند.

سرهنگ اصلانی افزود: با مجروح شدن روح الله شهروندان بلافاصله او را به بیمارستان مدنی کرج انتقال می دهند اما متاسفانه به خاطر شدت جراحات وارده تلاش کادر پزشکی نتیجه نمی دهد و قهرمان نامی کشورمان جان به جان آفرین تسلیم کرد.

اصلانی گفت: پس از وقوع این حادثه با تشکیل چندین اکیپ ویژه از ماموران مجرب و زبده پلیس آگاهی استان تهران و شهرستان کرج شناسایی و دستگیری قاتل و همدستان او در دستور کار قرار گرفت .

وی تصریح کرد : با تلاش شبانه روزی ماموران و انجام اقدامات اطلاعاتی سرانجام پس از ۲۴ ساعت از وقوع حادثه مخفیگاه
متهمان پرونده شناسایی و طی یک عملیات غافلگیرانه ۲ نفر از آنها دستگیر و به جرم خود اعتراف کردند.

فرمانده انتظامی شهرستان کرج در پایان افزود : با توجه به اینکه هویت فرد سوم نیز برای پلیس کاملا شناسایی شده است تلاش برای دستگیری این متهم ادامه دارد .

روح الله داداشی که شامگاه شنبه ۲۵ تیرماه به قتل رسید متولد سال ۱۳۶۰ بود و در دوران فعالیت ورزشی خود هفت دوره قهرمانی کرج، دو دوره قهرمانی تهران، دو دوره قهرمان ایرانی در رشته پرورش اندام و در قویترین مردان یکدوره چهارم ایران، دو دوره سوم ایران، یکدوره قهرمانی کشور، دو دوره قویترین مردان آهنین، یکدوره سوم جهان و یکدوره اول جهان را در کارنامه داشت.


1390/04/27
فیلم دلخراش صحنه قتل مرحوم روح الله داداشی

 

 دانلود فیلم 

 

برای شادی روح این ورزشکار و افتخار آفرین کشور عزیزمان صلواتی بفرستید .


1390/04/01


1390/03/20
اس ام اس ۲۰ خرداد

 

  

کولر لری

لره ادعای پیغمبری میکنه بهش میگن تو کتاب هم داری؟ می گه نه جزو ایگم بنویسین!!!  

**********************  

ترکه سرش می خوره به میله ی اتوبوس از هوش میره بعد از چند لحظه که به هوش میاد می بینه همه میله رو گرفتن و ایستادن بالای سرش. ترکه اعصابش خرد میشه و میگه:ولش کنید ببینم میخواد چه گهی بخوره!!!!  

**********************  

ترکه یه نفر رو توی خیابون میبینه بهش میگه من شما رو دبی ندیدم؟ یارو بهش میگه من تاحالا دبی نرفتم. ترکه می گه منم نرفتم حتمآ دو نفر دیگه بودن!  

**********************  

دوست دختر ترکه میره رو تخت دراز میکشه بعد پاهاشو باز میکنه میگه میدونی یعنی چی؟ ترکه میگه: یعنی من پایین بخوابم تو رو تخت.  

********************** 

 رشتیه داشته می مرده به زنش می گه: اگه من مردم ازدواج می کنی؟می گه آره.می گه براش میرزاقاسمی هم درست می کنی؟می گه: نه دوست نداره!  

**********************  

ترک میگن میدونی چرا رو خیابون ولی عصر این اسمو گذاشتن ، میگه آخه صبح و ظهر هیچ خبری نیست ولی عصر بیا ببین چه خبره  

**********************  

یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه قزوینی می میرند. آنقدر به خدا التماس می کنند تا اینکه خدا با برگشتن آنها به دنیا موافقت می کنه به شرطی که دیگه گناه نکنند و گرنه سنگ می شوند. خلاصه آنها به دنیا برمی گردند.همان اول کار تهرانیه یه دختره را میبینه و می افته دنبالش. همان دم سنگ می شه. بعد مدتی اصفهانیه یه 5 تومانی روی زمین می بینه خم میشه که برداره قزوینیه میگه: خاک تو سرت. هم خودت رو بدبخت کردی هم منو  

**********************  

غضنفر عینک آفتابی میزنه میره بیرون خواهرشو میبینه میزنه زیره گوشش.. میگه: اینوقت شب بیرون چیکار میکنی؟! خواهره میگه عینکتو بردر!! عینکو بر میداره دوباره میزنه زیره گوشش میگه از دیشب تا حالا اینجا چه غلطی میکنی؟؟  

********************** 

 یه تهرانیه و یه اصفهانیه و یه ترکه داشتن کنار خیابون میشاشیدن. یه دفعه نیرو انتظامی میرسه، به تهرونیه میگن: مرتیکه! داری چی کار میکنی؟! میگه: دارم مرگ بر شاه مینویسم. میگن خوب اشکال نداره. به اصفهانیه میگن: تو داری چه غلطی می کنی؟! ‌میگه دارم مینویسم: استقلال آزادی جمهوری اسلامی! بازم می گن خوب اشکالی نداره. نوبت به ترکه میرسه، هول میشه نمیدونسته چی بگه، ‌میگه: آقا والله من سواد ندارم، بیا خودت بگیر هر چی میخوای بنویس .!!!!  

 ********************** 

 ترکه با دوست دخترش میرن بیرون٬ گم میشن دختره می گه حالا چه کار کنیم؟ ترکه می گه تو برو خونتون من یه کاریش می کنم!!!!  

**********************  

زنه رشتیه به دوستاش میگه شنیدی توی تهران خفاشه شب اومده به زنا تجاوز میکنه زنه دومی میگه اووووو هرچی امکاناته ماله این تهرونی هاست  

******************** 

 همه ی پسرا دوست دارند یه دختر گیرشون بیاد که مثل اسب نجیب باشه مثل سگ وفا دار باشه ومثل گوسفند سر به زیر باشه اما بیشتر پسرا به آرزوشون می رسن و دختری گیرشون میاد که مثل اسب جفتک میندازه مثل سگ پاچه می گیره ومثل گوسفند نمی فهمه 

 ********************  

رشتیه میخواسته خونشو بفروشه، داشته خونشو به یکی نشون می‌داده،میگه: این اتاق دخترمه، دراتاق رو باز میکنه میگه: این دخترمه، میبینه یکی هم رو دخترشه، میگه اینم دامادمه! بعد میگه: اونم اتاق خواب خودمونه، در و باز میکنه، میگه: این خانممه،... اونی هم که روخانومه خودمم 

********************  

آقایان وقتی می خواهند کاری انجام دهند، اول خوب فکر می کنند، بعد به حرف دلشان گوش می دهند، به خدا توکل می کنند و... در آخر کاری را انجام می دهند که زنشان بگوید  

 ********************  

غضنفر به رفیقش می گه من یه تمساح پیدا کردم چیکارش کنم؟ میگه ببرش باغ وحش فردا رفقیش می گه بردیش؟ غضنفر می گه: آره. تازه امشب هم می خوام ببرمش سینما  

 *******************  

ترکه شب عروسیه داداشش بوده میره پشته در اتاق خواب  وامیسته میگن چرا اینجا ایستادی؟ میگه بابام گفته  بعد از داداشت نوبته توٍِِ    

******************* 

 شاگرده میگه:‌ خانم حالا ما یه سوال بپرسیم؟! معلمه میگه :‌ بپرس. پسره‌ میگه: اگه سه تا خانم تو خیابون بستنی بخورن، اولی گاز بزنه، ‌دومی لیس بزنه و سومی میک بزنه، کدومشون ازدواج کرده؟! معلمه یکم فکر میکنه، میگه:‌ خوب معلومه،‌ سومی! بچهه میگه:‌ نه...جوابتون درست نبود. اونی که حلقه دستشه ازدواج کرده، ولی از طرز فکرت خوشم اومد. 


   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره... . یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره... یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم .... یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره .... یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش می گیره .

منو بشناس!!!...
شهریور 1390
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدید کنندگان: 161933
Type Writer Status Bar

گالری عکس

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران

Oneline users :

کدهای خفن جاوا اسکریپت

JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
Time spent here:
example:
JavaScript Codes

خوش آمدی دوست عزیز .. نظر یادت نره اااا .